روزگارت آرام


زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست

و دلم بس تنگ است
باز هم می‌خندم
آنقدر می خندم
كه غم از روی رود…
زندگی باید كرد
زندگي بايد کرد !
گاه با يک گل سرخ
گاه با يک دل تنگ
گاه با سوسوي اميدي کمرنگ
زندگي بايد کرد !
گاه با غزلي از احساس
گاه با خوشه اي از عطر گل ياس
زندگي بايد کرد !
گاه با ناب ترين شعر زمان
گاه با ساده ترين قصه يک انسان
زندگي بايد کرد !
گاه با سايه ابري سرگردان
گاه با هاله اي از سوز پنهان
گاه بايد روئيد
از پس آن باران
گاه بايد خنديد
بر غمي بي پايان
لحظه هايت بي غم
روزگارت آرام 

شهید چمران


 آنان كه به من بدي كردند ، مرا هوشيار كردند

آنان كه از من انتقاد كردند به من راه و رسم زندگي آموختند

آنان كه به من بي اعتنايي كردند به من صبر و تحمل آموختند

و آنان كه به من خوبي كردند به من مهر و وفا آموختند .

پس خدايا :

به همه اينان كه باعث تعالي دنيوي و اخروي من شدند ، خير و نيكي دنيا و آخرت عطا بفرما .

 

( شهيد چمران )

ادامه نوشته

روزهایی از زندگی،که باورمان نمی شود

قصه ی مرگ تو را ناگه شنیدن زود بود

در عزایت جامه اندر تن دریدن زود بود


برای تنهایی های پدرت،برای غصه ها و آرزوهای مادرت و برای بی برادر شدن خواهرانت

که تنها مونس همه ی شان بودی

و برای ما که نشانه ی صبر و استقامت و دوستی های پایدار بودی

...

دیروز پدرت آن قدر دلش برای تو تنگ شده بود که روی شانه های ما برای تو و به یاد تو گریه می کرد

و ما هم ...


علی اصغر عزیز، روحت شاد، یادت همیشگی

هیچ گاه خاطرات باهم بودمان و دوستی های عمیق مان را از یاد نخواهیم برد

...

عکست را پنج‌شنبه‌ها می‌بوسم
یا می‌گریم تو را و یا می‌بوسم
باور دارم که زنده هستی وقتی ـ
من را می‌بوسی و تو را می‌بوسم

...


حاجی بصیر


دوم اردیبهشت، سالروز شهادت سردار رشید اسلام،

شهید حاج حسین بصیر(قائم مقام لشگر 25 کربلا)

گرامی باد


کویرم، در آغوش باد و بهار

به رویای باران و باغم ببر

شبم، سایه پوش خیال و سکوت

به ایوان نور و چراغم ببر

بهاری شو و دست های مرا

بگیر و برویان از این خاک پیر

سراغم بیا تا چو رودی رها

بریزم در آرامشی دلپذیر

تو را دوست دارم که رویای تو

ستون های این سقف نیلوفری است

تو را دوست دارم که روز تو عید

شب قصه های تو ماه و پری است

تو را دوست دارم که دنیای تو

به آرامی خواب های من است

دلی گرم دارم در این خاک سبز

چراغی که تا زنده ام روشن است

صدا کردی از سایه ها و سکوت

مرا زیر نور چراغی که هست

پریدم به رویای بالی که نیست

دویدم در آغوش باغی که هست

تو را دوست دارم که نام تو را

نوشتند بر سینه ی سنگ ها

به پیشانی سبزه ها، عیدها

در آرامش باغ آهنگ ها

تو را دوست دارم کویری و باغ

تو را دوست دارم رهایی و شاد

تو را دوست دارم بزرگی و سبز

تو را دوست دارم