تقديم زيبايي ها


ديشب به سرم باز هواي دگر افتاد


دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد

در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد

چشمم به ضریح شه والا گهر افتاد

این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد

با آل علی هرکه درافتاد برافتاد

این قبر غریب الغربا خسرو طوس است

این قبر مغیث الضعفا شمس شموس است

خاک در او مرجع ارواح و نفوس است

باید زره صدق بر این خاک درافتاد

با آل علی هرکه درافتاد برافتاد

حوران بهشتی زده اندر حرمش صف

...

ادامه نوشته

چنگیزخان مغول و شاهین پرنده

چنگیزخان مغول و شاهین پرنده

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.

آن روز با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند.

...

ادامه نوشته

نكته هاي پندآموز ناب


- بيهوده متاز که مقصد خاک است

- هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن

- نماز وقت خداست انرا به ديگران ندهيم

- هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن

- هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود

- دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

- هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم

- خطا کردن یک کار انسانی است امّا تکرار آن یک کار حیوانیست

- دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته است

ادامه را در ادامه مطلب بخوانيد... از دست ندهيد

ادامه نوشته

اميد بخش ترين آيه قرآن


اميد بخشترين آيه قرآن در داستان جالبى از حضرت على(عليه السلام ) به اين مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما اميد

بخشترين آيه قرآن كدام آيه است ؟ بعضى گفتند آيه"ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء"(خداوند هرگز شرك را نمى بخشد و پائين تر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى بخشد)سوره نساء آیه 48 امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من ميخواهم نيست ، بعضى گفتند آيه"و من يعمل سوء او يظلم نفسه ثم يستغفرالله يجد الله غفورا رحيما" (هر كس عمل زشتى انجام دهد يا بر خويشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحيم خواهد يافت) سوره نساء آیه 110

امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نيست . بعضى ديگر گفتند 

بقيه در ادامه مطلب ...


ادامه نوشته

دل بکن آینه اینقدر تماشایی نیست



گر چه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست

دل بکن آینه اینقدر تماشایی نیست

حاصل خیره در آینه شدن ها آیا

دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!

بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را

قایقت را بشکن روح تو دریایی نیست

آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد

آه دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

آنکه یک عمر به امید تو در کوچه نشست

حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست

خواستم با غم عشقش بنویسم شعری

گفت:هر خواستنی عین توانایی نیست

"فاضل نظری"

هر که دلارام دید از دلش آرام رفت

هر که دلارام دید از دلش آرام رفت چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بی‌دل بدیم پرده برانداختی کار به اتمام رفت
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
مشعله‌ای برفروخت پرتو خورشید عشق خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
عارف مجموع را در پس دیوار صبر طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت

پاييز چقدر دوستت دارم ريخت

› پاييز

  پاييز اگرچه سيلي اش سنگين است

  تا عشق تو هست زندگي شيرين است

  در خاك بهار تازه اي مي جويند

   افتادن برگ ها دليلش اين است  (میلاد عرفان پور)

» باران پاییزی

    از اشک تو لبخند بهار آوردند

    رود آوردند - آبشار آوردند

    هر لحظه هوای گریه داری در چشم

    ای ابر تو را چه لوس بار آوردند

› به ياد مدرسه

  ديوانه و بت پرستِ سارا اين شعر

  مجنون و خراب و مست سارا اين شعر

  با خون انار مي نويسم آن را

  لطفا برسد به دستِ سارا اين شعر

› براي امام زمان عج 

  يا رب به جهان نغمه ي شادي بفرست

  خشكي زده ايم. ابرو بادي بفرست

  در سينه ي ما فروغ اميدي نيست

  ما شب زده ايم . بامدادي بفرست

› و باز براي مدرسه

  كو آن همه شادي و زرنگي هايم

  آن شور و نشاط و شوخ و شنگي هايم

  رفتند پرنده هاي نقاشي من

  من مانده ام و مداد رنگي هايم

› و در پايان

   ما اين كم و كاست را نمي دانستيم

   دل. آن چه كه خواست را نمي دانستيم

   باور كن اگر عنايت عشق نبود

   دست چپ و راست را نمي دانستيم

                              جلیل صفربیگی